محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

699

تاريخ الطبرى ( فارسي )

« آنگاه آزاد مردان را بياوريد . » « حقا كه در زمين بسيار دور رفت » « هيچكس براى وى چون كسرى شهنشاه شاهان نبود » « يا همانند وهرز كه به روز جنگ تاخت آورد . » « خداى نيك بدارد آن گروه را كه بيامدند » « و در ميان كسان نظيرشان را نخواهى يافت » « كه سالاران و دليران و نكو منظران و مرزبانانند » « شيرانند كه در بيشگان بچه پرورند » « چندان تير اندازند كه گويى ابرهاست » « كه انبوه و شتابان سوى هدف رود » « شيران را سوى سگان سياه فرستادى » « و باقيماندگانشان در زمين پراكنده شدند » « بنوش و تاج بر سر تو خوش باد » « و بالاى قصر غمدان تكيه زن » « كه خانه اقامت تو است » « و مشك بينداى كه دشمن زبون شد » « و در خانهء خويش چم و خم داشته باش » « فضائل اينست نه دو كاسهء چوبين شير » « كه با آب در آميخته و همانند پيشاب شده باشد . » ابن اسحاق گويد : چون وهرز پيش كسرى بازگشت و سيف را پادشاهى يمن داد وى به حبشيان تاخت و كشتن آغاز كرد و شكم زنان مىشكافت تا بچگان بكشد و همه را نابود كرد جز اندكى كه آنها را بندهء خويش كرد و از آنها دوندگان گرفت كه با نيزه هاى كوتاه پيشاپيش وى بدوند و مدتى نه چندان دراز بر اين حال ببود و يك روز